محمد مهدى ملايرى

50

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اصول كلمات عربى را با مراجعه به ضوابط و قواعد صرفى و اشتقاقى عربى تشخيص دهد و معرفى كند ناچار است كه كلمات دخيل و معرّب را هم به خوبى بشناسد و اصول آنها را هم تشخيص دهد و تحولى را هم كه پس از تعريب در معناى آنها حاصل شده باز نمايد و چون در گذشته بيشتر معرّبات از زبان فارسى بوده بنابراين شناختن اين زبان و خواص تركيبى و اصول ساختمان آن هم براى وى ضرورى است . به همين نحو است تاريخ ايران براى عالم متخصص در تاريخ عرب زيرا كه تاريخ عرب چه در دوره‌هاى قبل از اسلام و چه در قرنهاى نخستين اسلامى بيشتر از هر ملت ديگر با تاريخ ملت ايران بستگى و آميختگى دارد . در ادبيات عرب نيز وضع به همين منوال است از آنجا كه معرفت به علل و عوامل تحول ادبى عرب در قرنهاى نخستين اسلامى و عصر عباسى بدون معرفت به وضع و زمينه‌هاى فرهنگى اين منطقه كه اساس آن فرهنگ ايرانى است ميسر نيست و تحقيقاتى كه بدون توجه به اين عوامل صورت گيرد ناقص و نارسا خواهد بود . البته در اين زمينه گسترده مطالب گفتنى و تحقيق كردنى بسيار است كه مقدارى از آنها چه در همين مجالس و چه پيش از آن در نوشته‌هائى متعدد در همين زمينه و زمينه‌هاى مشابه با تفصيلى كه درخور آن نوشته‌ها بود منتشر شده بود و با اشارهء به همان نوشته‌ها بود كه استاد فوآد افرام البستانى رئيس دانشگاه لبنان كه خود يكى از محققان شناخته شده جهان عرب و مؤلف بسيارى از كتب تاريخى و ادبى و از آن جمله دائرة المعارف عربى است دربارهء نتايج اين‌گونه تحقيقات در روشن ساختن راه محققان تاريخ و ادب عربى در مقالهء مفصلى از جمله چنين نوشت . . . ( از مقدمه فرهنگ ايرانى ، ص 7 نقل شود ) .